مترجمها بیش از حد نامرئیاند؛ فولینک میتواند خودِ هنر ترجمه را دیدهشدنی کند
کتاب را به خاطر میسپاریم؛ مترجم را خیلی وقتها نه
این یکی از عادتهای عجیب فرهنگ مطالعه است. جمله ترجمهشده ممکن است آنقدر روان باشد که فراموش کنیم کسی ساعتها برای همان «روانی» تصمیم گرفته است. لحن، ریتم، ابهام، ارجاع فرهنگی و حتی نشانهگذاری میتوانند انتخابهای دشوار باشند؛ اما صفحه نهایی اغلب پشتصحنه را نشان نمیدهد.
فولینک میتواند به مترجم فضایی بدهد که فقط یک نام در شناسنامه کتاب نباشد؛ بهعنوان یک هویت ادبی با پروفایل، نوشته عمومی و اتصال به کتاب و گفتوگو دیده شود.
ترجمه پر از قصههایی است که خواننده معمولاً نمیشنود
چرا یک عبارت بیگانه نگه داشته شد اما دیگری بومی شد؟ چرا یک شوخی باید از نو ساخته میشد؟ چرا مترجم در یک بند ریتم را زبرتر و در بند دیگر نرمتر کرده؟ این تصمیمها برای خواننده، دانشجو و مترجم دیگر واقعاً جذاباند.
فولیوها و قالبهای انتشار در امکانات فولینک و راهنمای فولینک میتوانند جایی برای یادداشت ترجمه، مقاله بلند، توضیح صوتی یا فایل تکمیلی باشند.
دیدهشدن میتواند حافظه حرفهای بسازد
یادداشت ترجمه اگر فقط در یک پست موقت بماند، گم میشود. اگر به پروفایل عمومی، کتابهای مرتبط و جامعه کتابخوانی متصل بماند، کمکم بخشی از کارنامه زنده مترجم میشود.
شبکه اجتماعی کتاب میتواند خواننده را از یک عنوان ترجمهشده به آدمهای پشت آن برساند و منشور انتشار از کاری حمایت میکند که در طول زمان قابل کشف باقی بماند.
برای مترجم جوان، زمینه شاید از رزومه هم مهمتر باشد
رزومه پروژهها را فهرست میکند؛ اما پروفایل ادبی زنده، شیوه فکرکردن را نشان میدهد. یک یادداشت دقیق درباره ابهام، بحثی درباره واژهگزینی یا پاسخ سنجیده به ترجمه دیگری، قضاوت حرفهای فرد را آشکار میکند؛ چیزی که برای ناشر و همکار بالقوه اهمیت دارد.
مترجم نباید با شروع کتاب ناپدید شود
ترجمه خوب پل میسازد. فولینک میتواند برای کسی که این پل را ساخته جایی بسازد تا روی همان پل دیده شود.

دیدگاهها
نوشتن دیدگاه